دیروز بالاخره مجبور شدم برم دکتر : دکتر پس از معاینه ی دقیق و گرفتن شرح حال مفصل با تعجب پرسید : تا حالا کجا بودی ؟ چرا بعد از یک هفته تازه اومدی مطب؟ من: جسارتا دور از شما ، خیلی رابطه ی خوبی با دارو و خصوصا دکترا ندارم.راستش هی گفتم خوب میشم ، خوب می شم اما نشد و بدتر شدم ! دکتر در حالی که لبخند بانمکی می زند که نا گاه مرا یاد تو می اندازد و این بخش از یکی سروده هایم (.در کوچه به هر رهگذری می مانی) تحقق می یابد می گوید : ولی چرا از دکترا دوری می دکتر منبع
درباره این سایت